امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

متنی که خواهید خواند ترجمه بخش اول از Level 1 کتاب دوست داشتنی و فوق العاده ی LevelUp! نوشته ی اسکات راجرز می باشد. مسلما این کتاب نه تنها یک کتاب آموزشی درباره ساخت بازی ، بلکه یک کتاب سرگرم کننده و مفرح است. از آنجا که متن کتاب به زبان محاوره ای است من هم حفظ امانت کرده و همانطور برایتان ترجمه کردم. امید است مثل من از کلمه به کلمه ی این کتاب لذت ببرید

خوش آمدید ، صفر کیلومترها !

این قسمت اختصاصا برای کسانی که در بازی های ویدیوئی تازه کار هستن و اینکه بازی ها چگونه ساخته می شن نوشته شده . اگر صفر کیلومتر  نیستی ، پس احساس می کنی آزادی که این قسمت را نادیده بگیری. به هر حال داری چیز عالی ای رو از دست میدی. نگید که نگفتم.

در خلال جلسات آموزشی بازی سازی ، تعاریف بسیار متفاوتی برای چیستی شایستگی ها از منظر بازی وجود داشت. بعضی پژوهشگرها اصرار دارن که " یک بازی احتیاج دارد که یک سامانه قراردادی بسته باشد که به طور ذاتی زیر مجموعه ای از واقعیت را نمایش دهد . دیگران می گویند که بازی احتیاج به داشتن بازیکن ها در کشمکش با همدیگر دارد . فکر می کنم که این تعریف ها سخت تلاش می کنند که هوشمندانه به نظر برسند.

بازی ها ، هنگام پیچیدگی ، اغلب نسبت به این تعاریف آسونتر هستن. برنارد سوئیتز  نوشته که " بازی کردن تلاشی است داوطلبانه برای غلبه بر موانع غیر ضروری". این تعریفِ شگفت انگیزِ زیبایی است، اما برای ذائقه من کمی زیادی مدرسه ای هست. اجازه بدید ساده ترش کنیم. بیایید توپ بازی را در نظر بگیریم. شما تنها نیاز به یک بازیکن برای توپ بازی دارید – بازیکنان دیگه کجا هستند تا با اونها چالش داشته باشید. برخورد توپ با دیوار و برگشتن آن بدون از دست دادن اش به سختی تشبیهی برای واقعیت است ؛ مگر اینکه اوقات خیلی کسالت باری داشته باشین. باهاش روبرو بشید ، گاهی یه توپ که به دیوار می خوره و بر می گرده فقط یک توپ هست که به دیوار می خوره و بر می گرده.

توپ بازی ممکنه از این لحاظ شبیه وقت تلف کردن باشه ، اما وقتی قوانین و هدف رو اضافه کنی ، وقت تلف کردن ، تبدیل به بازی میشه. قانون می تونه پرتاب توپ با دست راست و گرفتنش با دست چپ باشه ، یا اینکه توپ به زمین نیفته. شرط پیروزی ده بار گرفتن توپ می تونه باشه. اگر از هر کدام از قوانین و شرط پیروزی تخلف کنید می تونه وضعیت شکست باشه. یکبار که این معیارها یافت شد ، یه بازی ساختید. تلویحا ، در عین سادگی ، توپ بازی برای الهام سازندگان یکی از بازی های ویدئویی قدیمی کافی بود : Tennis for Two

حالا بیایید این سوال اساسی رو بپرسیم:
س: بازی چیست؟
ج: بازی فعالیتی هست که :
•    حداقل نیاز به یک بازیکن دارد
•    قوانینی دارد
•    شرط پیروزی دارد
تقریبا درسته.    
حالا که می دونیم بازی چیه ، بیایید بپرسیم:
س: بازی ویدئویی چیه؟
ج: بازی ویدئویی بازی ای هست که روی صفحه نمایش ویدئویی بازی می کنن.

مطمئنا می تونید شروع به پیچیده تر کردن تعریف کرده و احتیاجاتی درباره دستگاه ها ، لوازم جانبی ، شکل کنترل ها ، اندازه بازیکن ، مبارزات نهایی و زامبی ( و نگران نباشید ؛ به زودی به اندازه کافی با این چیز ها درگیر می شیم ) اضافه کنید. اما با حساب من تقریبا دستیابی به اون ساده هست.
اوه ، یه چیز دیگه هست که باید در همین قدم اول بهش توجه کنید. هدف بازی . باید قادر باشید اهداف بازی رو به سرعت و واضح جمع بندی کنید. اگر نمی تونید ، به مشکل خوردید.
دنی بیلسون  ،  EVP هسته ی بازی شرکت THQ ، قانونی عالی برای نشان کردن هدف بازی داره. اون میگه که شما باید قادر به جمع بندی اهداف بازی به آسونیه تخته بازی های میلتون بردلی  قدیمی که جلوی جعبه شون نوشته باشید. مثال های برگرفته از جعبه های

بازی واقعی رو بررسی می کنیم:

کشتی جنگی : تمام کشتی های حریفان را غرق می کند.
عملکرد : عملیات موفقیت آمیز منجر به کسب " پول " می شود. شکست ، آژیر را به صدا در می آورد.

به دام انداختن موش: بازیکن هندلی که باعث چرخش چرخ دنده های اهرم می شود را می چرخونه تا علامت ایست را به طرف کفش حرکت بده و فشار وارد کنه. کفش ، سطل حاوی توپ فلزی را سرازیر می کنه. توپ روی سطح سست شروع به غلطیدن می کنه تا به ناودونی برسه که توپ را به سمت چوب دستی هدایت می کنه. این کار باعث سقوط توپ چرخان از بالای چوب دستی از طریق چیز متحیر العقول و وان حمام تا فرود روی تخته شنا می شه. وزن توپ چرخان باعث جهش شیرجه مانند از میان هوا و درست به سمت وان شستشو میشه. قفس از بالای ستون سقوط کرده و موش غافل از همه چیز به تله می افته.

بسیار خب ، پس ممکنه با اون یکی آخری نباشه. درس اینه ، لازمه که اهداف بازی تون رو ساده در نظر بگیرید. صحبت از بازی های ساده هست ، بیایید برای بازگشت به آغاز بازی های ویدئویی وقت بذاریم. باید از یه جایی شروع شده باشن ، درسته؟